تبليغاتX
رویای با تو بودن <> >
کاش هرگز در محبت شک نبود تک سوار مهرباني تک نبودکاش بر قابي که بر جان ودل است واژه تلخ خيانت حک نبود
 گاه یک ........

 گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم 

گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم 

گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند 

گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم.

  معین     

|+| نوشته شده توسط معین در جمعه 24 فروردین1386  |
 

ومن ای کاش که می شد به تو ابراز کنم

دل من خسته از این رفتن توست

گریه هایم همه از دوری ودل کندن توست

وتو ازحالت چشمان غریبم دریاب

"میلاد" پشت کلبه مخروبه کنار ساحل

بی قرار منتظر آمدن وماندن توست...

 

ياد آنشب که ترا ديدم و گفت
دل من با دلت افسانه ي عشق
چشم من ديد در آن چشم سياه
نگهي تشنه و ديوانه ي عشق

======>ميلاد<======

|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 12 فروردین1386  |
 
قلمم شکست...از بس مشق کردم نگاهت را...

اشکم در آمد...از بس خیره شدم به باد...

این جا هیچ کس نمیداند که من در پی صدایی آواره شدم،فقط صدایت مانده در خاطرم...

من صدایت را مشق می کنم...<a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i3.tinypic.com/2rpv5ua.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>

 

====>میلاد ملودیکا<====

|+| نوشته شده توسط میلاد در جمعه 3 فروردین1386  |
 من کی هستم؟؟؟

من پرچم هدایتم و پناه پرهیزگاری و جایگاه سخاوت و دریای

جود و جوانمردی کوه خرد .من صدیق اکبرم و علم و آگاه خدایم

 و زبان گویای خدا و چشم خدا و دست خدا هستم . من ریسمان

استوار خدایم و کلمه تقوایم و امین راز خدایم. من حجت

 عظمی و آیت کبری و نمونه والا  و دروازه ی پیامبر 

 مصطفی هستم  .

 

من میزان اعمالم .

....معین....

|+| نوشته شده توسط معین در جمعه 3 فروردین1386  |
 
 
بالا