تبليغاتX
رویای با تو بودن <> >
کاش هرگز در محبت شک نبود تک سوار مهرباني تک نبودکاش بر قابي که بر جان ودل است واژه تلخ خيانت حک نبود
 

مشغول روياهايم بودم...

تنهاي تنها در روياهايم.......

صدايي شنيدم..صدا واضح نبود...در خيالات ساده گونه ام با خود پنداشتم كه شايد صداي توست.......

صدا هر لحضه نزديكتر ميشد ولي...

ولي من شك كردم....... اضطراب و دلهره مرا فرا داشت......

صداي تو نبود...........

فاصله ها مرا صدا ميزدند.........

مرا فراخواندند به سوي خويش.......

فهميدم كه بايد روياهايم را كمي قيچي كنم........

شايد اينگونه با فاصله ها راحت تر كنار مي آمدم....

تمام روياهايم را قيچي كردم جز تكه اي از ان را......

ان تكه از روياهايم متعلق به تو بود........

متعلق به روزهايت....متعلق به لحضه هايت.....

متعلق به تمام لحضه هايي كه تو در ان ها حضور داشتي ....

ولي هرگز نفهميدي كه در كجا حضور داري و خانه ات كجاست..........

ان جا قلب من بود كه در روياهايم ان را به تو امانت سپرده بودم

زيباترين من ...... من از تو دلگير نيستم.... دل گيري من از چيز ديگريست..

چي؟ ميخواهي بداني از چيست؟ باشد....پس بشنو:

من از خودم دلگيرم كه صداي فاصله ها را با آن همه زشتي با صداي تو اشتباه گرفتم.......

اخر ميداني چيست؟ از بس صدايت را نشنيدم ديگر دارم فراموشش ميكنم

قبلا هم گفته ام و باز نيز ميگويم ........

ميگويم كه: من در پي صدايي آواره شدم......

من صدايت را مشق ميكنم..........

حتي اگر در روياهايم شانه هاي مهربانت را در كنار خود احساس نكنم.......

ميخواستم چيزي بگويم ولي ان را قورت دادم.......

شايد در فرصتي ديگر.......

ولي مطمين باش كه ميگويم آن را كه نتوانستم به تو بگويم هرگز

ميگويم..........

اگر جرات شنيدنش را داشته باشي.....

MILAD MELODICA

|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه 25 اردیبهشت1386  |
 باور كن..............................
 باور کن!
 هیچ ستاره ای قبل از آسمان متولد نشده
 نخ بادبادک نگاهت را پایین بیاور ...
به من نگاه کن 
من اندازه ی همین آسمان برهنه
دوستت دارم...و.....و ....شايد كمي بيشتر از آن

به زمين بنگر.......آسمان مكان فرداهاست.......اكنون به زمين بنگر اي آسمانيه من


وقتی نا امیدانه در پی ات می دویدم...

چه نا جوان مردانه رد پایت را محو می کردی،

  چه آسان برایم دست تکان می دادی و می رفتی...

و من چه گریان و حیران بودم...

 

و....

هنگامي كه روح عاشقم منتظرت بود....                                         

 هرگز پا نگذاشتي به روياهاي من

                  و حتي روياهاي من كه با حقيقت بيگانه بودند نيز بي تو گزشتند.....تنهاي تنها ........

                                         ديگر دستانت را فراموش خواهم كرد.........

<a href="http://tinypic.com" target="_blank"><img src="http://i10.tinypic.com/4uo51ea.jpg" border="0" alt="Image and video hosting by TinyPic"></a>

 

====>MILAD_MELODICA<====

|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه 24 اردیبهشت1386  |
 تعطیلی وبلاگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام میکنم به همه ی دوستان.

از دست همتون به شدت دلگیرم.......

اگر امار وبلاگ رو در یک ماه اخیر بیبینید متوچه میشید که اصلا امار جالبی نیست و بازدید های ما خیلی کم شده و اکثر روز ها تعداد بازدیدهای ما تک رقمی هست..... علاوه بر اون هیچ کامنتی هم داده نشده که واقعا از دست این یکی خیلی بیشتر ناراحاتم چون حداقل مطالب زیبای وبلاگ کامنت های زیادی داشتند ولی حالا دریغ از یک کامنت.........

اگر این وبلاگ هنوز پابرجا هست فقط به خاطر شما بوده.......اگر بدونم بازدید وبلاگ و یا کامنت های اون در همین حدود خواهد ماند مطمین باشید بی درنگ وبلاگ رو حذف میکنم....... ولی قلبا دوست ندارم این اتفاق بیفته....چون ما یک زمانی حداقل ۳۰ الی ۲۰ بازدید در روز داشتیم ولی الان...........

خلاصه من تا پایان هفته منتظر میمونم....اگر همچنان طرفدار داشتیم و کامنت و نظر برامون ارسال شد که نوکر همتونم هستم ولی اگر نشد دیگه باید به بزرگی خودتون ما رو ببخشید چون مجبوریم دیگه مهمون مانیتورهای شما عزیزان نباشیم(نه که نخوایما ولی ظاهرا دارید ما رو با تی پا میندازید بیرون)......

به هر حال بنده و معین بی صبرانه و مشتاقانه منتظر کامنت های شما عزیزان هستیم........

پس یا علی تا اپلودی دیگر......

====>MILAD MELODICA<====

|+| نوشته شده توسط میلاد در یکشنبه 23 اردیبهشت1386  |
 سخت است اما.........
سخت است

                  اما

نبودنت را برای دلم هجی می کنم . . .

خیالت را می بوسم . . .

همه ی با هم بودنمان را 

از لحظه های تشویشش برهنه می کنم

و در آغوش می کشم . . .

من

         این روزها

                    با یادت عشق بازی می کنم . . .

ومیدانم که دیگر باید با رویای با تو بودن زنده باشم......

 رویایی که هیچ گاه به حقیقت نمیپیوندد و من را در پوچی تنهایی همانند گذشته غوطه ور مینماید.....

معلق در میان تنهایی و جدایی......

چیزی شبیه حالت حسرت و آن حس تلخ گونه اش ............

دیگر صدایت را مشق نمی نماییم و برای فراموش کردنت تلاش میکنم ای زیباترین رویای من

و آن حس همیشه با تو بودنت را در میان خروارها غم و اندوه مدفون می کنم پس خدا نگهدار ای اشتباه سرشار از پیروزی و ..... و......

و اشک من بدرقه ی راهت باد..... راهی که در آن دیگر حتی سایه ای از من نخواهد بود.....اشک من بدرقه ی راهت باد

MILAD_MELODICA

|+| نوشته شده توسط میلاد در شنبه 1 اردیبهشت1386  |
 فرشتگان آسمانی

خداوندا...

از فرشتگانی که در آسمانهایت جایشان دادی واز زمین خود برترشان بردی.

آنان از دیگر آفریدگانت تو را بهتر می شناسند و از عقاب تو بیشتر

 می هراسند و به تو نزدیکترند و نه پراکنده ی گردش زمان.

آنان با مرتبتی که از آن برخوردارند و از منزلتی که نزد تو دارند و

یکدله تو را دوست دارند و تو را فراوان طاعت می گزارند  اندک غفلتی

در فرمان تو نیارند.

        معین      

|+| نوشته شده توسط معین در شنبه 1 اردیبهشت1386  |
 
 
بالا